لغات لری| ویکی پدیا فارسی

لغات لری

فرهنگ لغات لری،تالیف: حسن سهرابی

1) پالیاتِ وِرکَش: کفشهایت را بپوش

2) اَرْ بِلَ میام: اگر اجازه بدهد می آیم

3) پَلَ پَلَش کُو: آن را پله پله کن

4) تَلی گُلباغی: شاخه ای گل محمدی

5) چَ دوسَ: چرا چسبناک است

6) لَتی نُ: تکه ای نان

7) یام نویی: یادم نبود

8) نِلیش جا: آن را جا نگذاری

9) بیاری یا هُفتی اَ: بیداری یا خوابیده ای

10) زَن هالو: زن دایی

11) بای توزو: باد به همراه گردوخاک

12) یِنُ چِنینَن: اینها اینگونه هستند

13) وِ مُو اِم وِری: به تو می گویم بلند شو

14) غُلِ پِنِروشِ درواِردی: شکل ظاهری آن را به هم زدی،خرابش کردی

15) وِردارِش: آن را بلند کن

16) مِ چی بَنِم: من چکار کنم

17) بَجُم دی یَ: بجنب دیگه

18) چِ چی یایی: چه چیزهایی

19) جَخت اُما: اصطلاحی است که هنگام دو بار عطسه کردن بکار می رود.مردمان بر این عقیده بودند که اگر قبل از اقدام به کاری خود
وی یا اطرافیان یکبار عطسه کنند نباید آن کار شروع شود البته تا
مدتی.زیرا مشکلاتی در انجام کار پیش خواهد آمد .اما اگر دوبار
یا بیشتر عطسه کنند .عقیده بر این بود که کار انجام گیرد مانعی ندارد.
20) دیار َ: مشخص و قابل رویت است
21) مِ چِنَن رو یَک: آنها را روی هم می چینند

22) نو هُنِمُنَن: تازه مستقل شده و زندگی را شروع کرده اند.

23) دو گِلاشگُو: چوب دو شاخه را گویند

24) دِرو خَفَه مام: دارم خفه می شوم

25) هَنی مُواییم: باز هم می آییم

26) رَتِن دِ گیجِ گُوالِ یَک: با هم در گیر شدند.درگیری فیزیکی

27)بَن سِرِش: روی آن بگذار

28) بَن سِرِش: به او کمک کن.معمولا هنگام درگیری و کمک به یکی از
طرفین استفاده می شد.
29) تَقِرَ وَنَ وِم: اصطلاحی است و هنگامی بکار میرود که از کسی خواسته می شود به جایی برود ولی فرد بر این عقیده است که
جای خودش بهتر است و در جواب این اصطلاح به کار می رفت

30) هُوشکَه نویینَه: هیچ کس نبیند

لغات و اصطلاحات لری،نوشته: حسن سهرابی
Loghatelori.blogfa.com